عادیسازی سرکوب: محمد مرندی و جنجال شلاق

نکات کلیدی
- محمد مرندی در مصاحبهای حکم ۷۴ ضربه شلاق را بسیار سبک و متفاوت از شلاق زدن به اسب توصیف کرد.
- منتقدان معتقدند حامیان حکومت از ادبیات حقوق بینالملل برای سفیدشویی و توجیه سرکوبهای سیستماتیک استفاده میکنند.
- واکنشها به این اظهارات نشاندهنده شکست روایتهای حکومتی در عادیسازی خشونت در نزد افکار عمومی است.
اظهارات اخیر محمد مرندی، استاد دانشگاه تهران و چهره رسانهای جمهوری اسلامی، درباره حکم ۷۴ ضربه شلاق پرستو احمدی، خواننده، موجی از انتقادات گسترده را برانگیخته است. او در گفتوگو با یک پادکستر لبنانی-استرالیایی، در تلاشی آشکار برای کوچکنمایی این مجازات، مدعی شد که ضربات شلاق بسیار سبک هستند و اصلاً شبیه شلاق زدن به اسب نیست. این تقلیلگرایی نسبت به یک حکم قضایی که متضمن خشونت فیزیکی است، با محکومیت شدید فعالان حقوق بشر و افکار عمومی مواجه شده است؛ چرا که این سخنان را نادیده گرفتن کرامت انسانی و توجیه خشونت سیستماتیک دولتی میدانند.
سخنان مرندی نمادی از راهبرد کلان مدافعان جمهوری اسلامی در رسانههای بینالمللی است. این افراد با تکیه بر تسلط بر زبانهای خارجی و آشنایی با ادبیات حقوق بینالملل، همواره تلاش میکنند سرکوبهای حکومتی را در قالب مفاهیمی چون تفاوتهای فرهنگی یا حاکمیت ملی بازتعریف کنند. مرندی در این مصاحبه تلاش کرد چهرهای بزکشده از قوه قضاییه ایران ارائه دهد و چنین مجازاتهایی را صرفاً رویههای اداری و نه نقض حقوق بشر جلوه دهد. منتقدان معتقدند این رویکرد، تلاشی حسابشده برای دستکاری افکار عمومی جهان است تا با سفیدشویی رفتار حکومت، ابعاد سرکوب و هزینههای سنگینی که دگراندیشان، هنرمندان و فعالان متحمل میشوند، پنهان بماند.
از نظر تاریخی، استفاده از مجازاتهای بدنی در جمهوری اسلامی همواره تحت نظارت دقیق سازمانهای بینالمللی حقوق بشر بوده است. این احکام اغلب برای افرادی صادر میشود که به اتهامات مرتبط با اخلاق عمومی، مخالفتهای سیاسی یا کنشگری اجتماعی محکوم شدهاند. این رویه به عنوان نقض کنوانسیونهای بینالمللی علیه شکنجه و رفتارهای ظالمانه و غیرانسانی مورد انتقاد قرار میگیرد. با قالببندی این اقدامات به عنوان رویههای قضایی استاندارد، مدافعان حکومت سعی میکنند دولت را از پاسخگویی جهانی مصون نگه دارند و مدعی میشوند که انتقادات غربی ناشی از عدم درک چارچوبهای قضایی محلی یا فقه اسلامی است.
این جنجال پیامدهای عمیقی برای گفتمان حقوق بشر در ایران دارد. برای بسیاری، سخنان مرندی تلاشی برای عادیسازی خشونت به عنوان ابزار کنترل دولتی است. واکنش افکار عمومی و جامعه بینالمللی نشاندهنده امتناع فزاینده از پذیرش روایت نسبیتگرایی فرهنگی به عنوان توجیهی برای نقض حقوق بشر است. با کوچکنمایی درد و تحقیر تحمیلشده بر شهروندانی مانند پرستو احمدی، چنین ادبیاتی شکاف میان حکومت و مردم را عمیقتر کرده و فاصله میان دولت و کسانی که خواهان آزادیهای بنیادین، حقوق مدنی و حاکمیت قانون هستند را افزایش میدهد.
در چشمانداز آینده، تحلیلگران معتقدند که سفیدشویی خشونت دولتی همچنان میدان اصلی نبرد اطلاعاتی میان جمهوری اسلامی و منتقدانش باقی خواهد ماند. در حالی که حکومت تحت فشار فزاینده قرار دارد، نقش چهرههای رسانهای در شکلدهی به افکار عمومی اهمیت بیشتری مییابد. با این حال، واکنشها به سخنان مرندی نشان میدهد که مخاطبان بینالمللی در شناسایی و رد این روایتها هوشیارتر شدهاند. آینده این گفتمان احتمالاً شامل بررسی دقیقتر تقاطع میان پروپاگاندای دولتی و واقعیت عینی نقض حقوق بشر خواهد بود، چرا که جامعه جهانی همچنان خواستار پاسخگویی در قبال رفتار با شهروندان ایرانی است.
Reader Discussion
Leave a Comment
0 Comments
Owner
Editorial Oversight & Machine-Assisted Reporting
Human-in-the-Loop VerifiedEditorial Oversight & Machine-Assisted Reporting: This dispatch was synthesized and localized via OPA automated intelligence under continuous human editorial supervision.
منبع خبری
This report was synthesized from DW Persian under journalistic fair use.
